تبليغاتX

تصویر ثابت

الهی انت سلام
خداوند فاطمه را از نور عظمت خود آفرید. وقتی فاطمه درخشید، زمین و آسمان را نورانی کرد و ملائکه از روی تعجب گفتند: خداوندا این چه نوری است؟
به گزارش شبستان، اسم به معنی نشانه و اسم گذاری نوعی نشانه گذاری است. از نظر علمی نوع اسم در شخصیت حال و آینده فرد بسیار مؤثر است و از نظر روان موجب نوع احساس نیک یا بد، حرکت یا رکود، رشد یا انحطاط است و به همین خاطر در اسلام راجع به آن توصیه های بسیاری شده است.

اسلام خواسته است برای فرزندان نامی را برگزینند که سازنده و رشد دهنده باشد، وابستگی او را به مکتبی و اندیشه ای نشان دهد، موجب احساس غرور و سرافرازی او در حال و آینده باشد، او را به موضعگیری ویژه و مثبتی وا دارد، حتی در مواردی خط فکری و سیاسی آدمی را در حفاظت و احیای یک اندیشه نشان دهد.

رسول خدا به تناسب ابعاد متعدد شخصیتی فاطمه(س) او را به اسامی و القاب متعددی می نامید که همه آنها زیبایند و غرور آفرین، رنگ مکتب و اندیشه اسلامی دارند و هر کدام به مناسبتی و در جائی به کار می رفته اند و یا نوعی از حالات و صفات فاطمه(س ) را نشان می دادند.

نام های مبارک حضرت زهرا(س)

امام صادق(ع) می فرمایند: حضرت فاطمه‏ى زهراء(س) در پیشگاه خداوند نه اسم مخصوص دارد: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهراء.

به تصریح امام صادق(ع) ، حضرت فاطمه(س) نه اسم مخصوص، در پیشگاه خداوند متعال دارد، لذا یکى از کنیه‏هاى آن حضرت «اُمّ‏الأسماء» است. یعنى بانویى که اسامى فراوان دارد. و این مطلب، دلالت بر عظمت روحى صدیقه کبرى(س) مى‏کند، زیرا ایشان زن نمونه بودند. زن نمونه یعنى انسانى کامل که براى بشریت الگو و سرمشق مى‏باشد، لذا همه‏ى صفات عالى انسانى در ایشان جمع بود و حضرت زهرا(س) در برابر هر صفت نیک، داراى لقبى خاص بودند.

چرا فاطمه ؟

حضرت فاطمه‏ى زهرا(س) یک نام رسمى داشت که همان فاطمه مى‏باشد. این نام را پیامبر اکرم(ص) هنگام تولد به امر خداوند براى دخترش برگزید.

رسول خدا(ص) فرمود: او و شیعیانش از آتش جهنم قطع شده‌اند و فاطمه به معنای قطع ‌شده و بریده است به همین سبب به این نام برگزیده شده اند. همچنین امام صادق (ع) فرمودند: زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت کامل او قطع شده اند به این نام نامگذاری شده اند.

چرا صدیقه ؟

زیرا او هرگز در زندگی جز راست نگفت و هر آنچه پدر بزرگوارش فرمود، تصدیق کرد.

رسول خدا(ص) به امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: یا علی، من به فاطمه سفارش‌هایی کرده ام که به تو بگوید. او هر چه گفت بپذیر، زیرا او راستگوست، بسیار راستگو.

چرا مبارکه ؟

برکت به معنای خیر فراوان است و از فاطمه نسل فراوانی به عالم اسلام هدیه شده است. لذا در بعضی از تفاسیر آمده است که در آیه ی انا اعطیناک الکوثر منظور، فاطمه (س) است.

چرا طاهره ؟

امام باقر(ع) فرمودند: زیرا او از هر ناپاکی ظاهری و هر گونه ناپاکی دامن، مبری است.

و نیز طبق روایات متعدد، آیه تطهیر انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا درباره حضرت فاطمه(س) نازل شده است. پس ایشان طاهره است زیرا هر گونه رجس و پلیدی و ناپاکی از وجود مقدسش دور است.

چرا زکیه ؟

زکاة هم به معنای رشد و نمو و هم به معنای طهارت است، بنابراین زکیه هم یعنی از فاطمه نسل پرباری پا به عرصه وجود گذاشت و هم اینکه او وجودی است پاک و طاهر.

چرا راضیه ؟

زندگی کوتاه حضرت فاطمه با غم و اندوه و نیز با تلاش و سختی همراه بود. او زندگی بسیار مشکلی را پشت سر گذاشت ولی هرگز لب به شکایت باز نکرد، بلکه همواره خدای بزرگ را شکر می‌کرد و راضی بودند.

روایت شده روزی رسول خداحضرت فاطمه را دید که لباس خشنی بر تن داشت و با دست‌های مبارکش آسیاب می‌کرد در حالیکه طفل کوچک خود را هم شیر می‌داد. رسول خدا گریان شد و فرمود: ای دخترکم، تلخی این دنیا را بچش، برای رسیدن به شیرینی آخرت.

حضرت فاطمه(س) نه تنها لب به شکایت باز نکرد، بلکه عرض کرد: ای رسول خدا، من خدا را برای نعمتهایش سپاسگزارم.

و نیز روزی حضرت علی(ع) از رسول خدا خواست اگر ممکن باشد برای فاطمه مستخدمی بگیرد، اما رسول خدا(ص) تسبیح فاطمه(س) را به آنها تعلیم فرمود. حضرت زهرا پس از شنیدن این دستور به پیغمبر اکرم سه بار فرمود: من از خدا و رسولش راضیم.

چرا مرضیه ؟

تمام کارهای حضرت فاطمه مورد رضایت خدا و رسول او بود. رسول خدا هیچ گاه بر فاطمه غضب نکرد، به او خرده نگرفت و برعکس، گاهی می‌فرمود: پدرش به قربانش.

این چنین است که رسول خدا رضای فاطمه را رضای خدا می‌دانست و می‌فرمود: خدا از غضب فاطمه غضب می کند و از رضایت او راضی می‌شود.

چرا محدثه ؟

امام صادق (ع) در این مورد فرمود: زیرا ملائکه از آسمان فرود می‌آمدند و با او سخن می‌گفتند.

در فرهنگ اسلامى محدثان راستین همواره از حرمت و منزلت ویژه اى برخوردار بوده اند، محدثان و راویان در حفظ و حراست از گنجینه هاى معارف و ارزشهاى دینى و ذخایر گرانمایه مکتب تشیع و رشد و تعالى فرهنگ غنى اسلامى نقش اول را داشته اند و حامل ودایع و امانتهاى گرانقدر الهى و رازدار اسرار آل رسول خدا(ص) بوده اند.

چرا زهرا ؟

امام صادق(ع) فرمودند: زیرا نور آن بانوی مکرمه در یک روز سه بار برای امیرالمؤمنین(ع) می‌درخشید، و چون در محراب عبادت می‌ایستاد نور درخشنده او برای اهل آسمان نمایان می شد همانگونه که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد.

برخی نامهای دیگر حضرت فاطمه (س) عبارتند از:

حصان به معنای محفوظ، حره به معنای آزاده، سیده یعنی بانوی محترم، عذراء یعنی پرده نشین، بوده و نام آن بانو در آسمان، منصوره یعنی یاری‌شده یاد شده است.
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 0:39  توسط مهدی  | 

 میلاد فاطمه زهرا س و روز زن فرخنده باد

آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قطعه شعری را به مناسبت میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) سروده است.
به گزارش جهان به نقل از مهر، شعر آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی به نام "برهان رسول" به شرح ذیل است.

ای سـیّده زنـــــان عـالم‌ /‌ ای مــــــلک حـیا تو را مسلّم

ای‌ کـــاخ رفیــع دین اسلام / از هــمّت و کوشش تو محکم

ای والــــیه ولایت دیــن / ای‌ صـــاحب عزّ و مجد و تمکین

ای بــعد نبیّ و شـــاه مردان / بـــیت الغزل کــتاب تـکوین

ای عـــالــمه علوم کونین /‌ ای مـام بــــلند، قـدر ســبطین

بــر خـتمِ رســـل نبیّ اعظم / تــو روح روان و قـــرة العین

ای بـــر تـــو ز حقّ درود و تحسین / یکتا گل بوستان یاسین

آیـــات و مناقب تو افزون / از حدّ شمــــار و جمع و تدوین

ای ‌بــانوی حق‌پرست و حـقّ‌بین /‌ ای حامی مستمند ومسکین

نـــور تو وجود یافت زان پیش / کـادم بُد بیـــن الماء والطین

در کـــشور حُسن زیب و زینی / خــاتون بـــزرگ نشـأتینی

امّ الحــسـنـین و زیـــنبینی / نـــاموس خـــــدای عالمینی

ای جــلوه حــــقّ جمـــال سرمد / ‌ای نـور تو دائم و مؤبـد

بــا آن همه مــجد و فخر بی‌حدّ / بالد به تو حضرت محـــمد (ص)

تـــو خــیر کثیر کـــردگاری / تـــو آیـــت عــزّ و اقتداری

بــا شـیر خــدا عـــلیّ عالی / در مــجد و جــلال همقطاری

مــرآت جمـــال لایــــزالـی / ســرلوحه دفـــ‌تر کمــــالی

در فطرت و در صفات و اخـلاق / عرشی‌وش و احمدی خصالی

امـــروز که زاد روز زهــرا است / انوار جمــال در تجلّی است

آیــات جــلال عالم غیب / در مــکّه و در حــرم هـویدا است

در بـاغ بهشت جشن و سـور است / برهان رسول در ظهور است

در بیت خدیجه شوق و شور است / آن بیت نه مشهد حضور است

آمـــد به جــهان بتول عـــذرا / با فرّ و شـــکوه عــــالم ‌آرا

در جــلوه به دشت و کوه و صحرا / آیــات کــمال حـق تعالی

زهـــرا سر بانوان دنیا است / محجوبه غیب و ستر کبــری است

مقصود خدا ز خلق اشیا است / الگوی عفاف و زهد و تقوی است

ســرمایه حـشمت و وقار است / آئـــینه عـــزّ کــردگار است

از خـــاتم انـــبیا مـــحمد (ص) / یکـــتا و یگــانه یادگار است

ای گــوهــر قــلـزم کــرامت /‌ ای عــنصر جــود و ‌اسـتقامت

بــر "لـطفی صـافیان" بـه مــحشر / از لطف و کـرم نما شفاعت
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 16:48  توسط مهدی  | 
 
ابوالقاسم از مکانیکی سر در میاورد.رفت پائین وکاپوت آمبولانس رو زد بالا.گفت یه استارت بزن .استارت زدم دیدم روشن نمی شه. اومد بغل درسمت من وگفت ببین این ماشین پمپ بنزینش نمی کشه
به گزارش مشرق ، آن چه خواهید خواند خاطره ای است که توسط امیر ابراهیمیان پور از رزمندگان لشکر 7 ولی عصر (صلوات الله علیه)[یگانِ متشکل از رزمندگان خوزستانی] روایت شده است:

شب درحدود ساعت 11 من وابوالقاسم با یه آمبولانس پاترول می خواستیم از خط برگردیم به اورژانس بهداری لشکر که یه امدادگر صدا زد:برادر!اگه ممکنه یه مجروح بد حال داریم بذار زخم هاشو ببندم ببرینش عقب.

گفتم: چشم ولی اگه بدحاله خوبه یه امدادگر بیاد باهاش تا اورژانس بهداری، بعد برگرده.راستی آمبولانس شما کجاست؟
گفت : رفته مجروح ببره هنوز برنگشته.
 مجروحه رو گذاشتن داخل ماشین و ابوالقاسم حرکت کرد.

یه کمی از خط که دور شدیم عراق جاده رو گرفت زیر آتش خمپاره .دود و خاک وآتش بود و ما ومجروح بدحال وحرکت در مسیر جاده خاکی پر از دست انداز وچراغ خاموش.یه مقدار رفتیم که یکدفعه ماشین خاموش شد.ابوالقاسم از مکانیکی سر در میاورد.رفت پائین وکاپوت آمبولانس رو زد بالا.گفت یه استارت بزن .استارت زدم دیدم روشن نمی شه. اومد بغل درسمت من وگفت:
 ببین این ماشین پمپ بنزینش نمی کشه باید من بخوابم روی موتور با دستم براش کمک بگیرم تا کابراتور پر از بنزین بشه وماشین حرکت کنه.

گفتم: بابا .خطر داره. چطوری می خواهی بخوابی روی موتور؟ ممکنه پروانه موتور بهت بخوره. .صدای امدادگر از پشت آمبولانس بلند شد:
تو را بخدا یه کمی عجله کنید وضعش خوب نیست.
 ابوالقاسم خوابید روموتور وکاپوت ماشین رو گذاشت رو کمرش.استارت زدم روشن شد و شروع کردم به حرکت
.

عراق همچنان مسیر رو می زد ودرب کاپوت آمبولانس با هر بار رفتن ماشین در دست اندازهای جاده که بعضا از اصابت گلوله های خمپاره بوجود اومده بود محکم به کمر ابوالقاسم میخورد.این راه دو سه کیلومتری  برای من انگار شده بود صدها کیلومتر.بالاخره به بهداری رسیدیم بچه ها اومدن مجروح رو از داخل آمبولانس پیاده کردن وبردن تو سنگر اورژانس.من هم منتظر ابوالقاسم بودم که از رو موتور بیاد پائین .ولی دیدم ابوالقاسم هیچ حرکتی نمی کنه .صدا زدم:
-..اوسا. .اوساابوالقاسم! دست مریزاد.گل کاشتی. بابا رسیدیم. بلند شو .
هیچ خبری نبود اول خیال کردم شوخی می کنه .نگران شدم .پریدم پائین رفتم کاپوت ماشین رو از روی کمرش بلند کردم. ودیدم ابوالقاسم بی هوشه.فریاد زدم :
بچه ها بیاید کمک.

ابوالقاسم رو آوردیم داخل اورژانس.تمام سینه ابوالقاسم از رو موتور و رادیاتور ماشین سوخته بود و اهرم نگهدارنده کاپوت که نوک اون مثلثی شکله و تیزه رفته بود توکمرش ودر اثر ضربه به نخاعش بیهوش شده بود.ابوالقاسم آخ هم نگفته بود برای اینکه میخواست مجروح رو برسونه.اون رو اعزام کردن بیمارستان وخدا رو شکر بعد از چند روز مراقبت برگشت به خط...ابوالقاسم خیلی مرد بود.خیلی...چون ممکنه دوست نداشته باشه کسی اون رو بشناسه فقط اسم کوچیکش رو بردم .
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:47  توسط مهدی  | 
پایبندی و التزام عملی نامزدان انتخاباتی و عوامل اجرایی انتخابات به قواعد و اصول یک رقابت سالم و اخلاقمدارانه، توصیه اکید و صریح مقام معظم رهبری در تمام انتخابات در ادوار گذشته بوده و از این منظر، ایشان حضور حداکثری مردم در انتخابات را پیگیری کرده‌اند.
سرویس سیاسی جهان نیوز - قطعا یکی از کلیدی‌ترین عوامل موثر در حضور پرشور و حداکثری آحاد مردم در انتخابات، رعایت "اخلاق انتخاباتی" از سوی تمام عوامل و دست‌اندرکاران دخیل در امر برگزاری انتخابات است.

پایبندی و التزام عملی نامزدان انتخاباتی و عوامل اجرایی انتخابات به قواعد و اصول یک رقابت سالم و اخلاقمدارانه، توصیه اکید و صریح مقام معظم رهبری در تمام انتخابات در ادوار گذشته بوده و از این منظر، ایشان حضور حداکثری مردم در انتخابات را پیگیری کرده‌اند.

مقام معظم رهبری در دیدار با كارگزاران حج در سال 87 با تاکید بر این نکته که "انتخابات بايد در فضاي آرام و با صفا انجام گيرد و دور از تشنّج و درگيري و فضاي نفرت باشد"، اظهار داشتند: «فضاي خشونت سياسي و تشنّج سياسي و نفرت، به حال انتخابات مضرّ است. يك عدّه را از عرصه حضور در انتخابات بي­زار مي‌كند؛ يك عدّه را دچار ترديد مي­نمايد، دل­ها را مي­ميراند و اميدها را مي­كاهد. من مي­بينم متأسفانه بعضي­ها با اظهارات خود در برخي از اين نوشتجاتي كه منتشر مي­شود، سعي مي­كنند فضاي نفرت را بر جامعه حاكم كنند.»

جنجال‌های بیهوده و جناحی در فضای منتهی به ایام انتخابات و موج تخریب‌های گسترده‌ از سوی طیف‌های مختلف حاضر در صحنه رقابت، آفت جدی و ریشه‌ای در عدم حصول به برگزاری یک انتخابات رقابتی سالم و البته با حضور حداکثری مردم است.

بر این اساس رعایت قواعد و موازین اخلاق انتخاباتی از سوی نامزدان حاضر در میدان رقابت و از سوی هوادارن و سایر فعالان سیاسی و ... می‌تواند به صورت مستقیم بر نتایج انتخابات و میزان حضور مردم در پای صندوق‌های رای موثر و تعیین‌کننده باشد.

رهبر معظم انقلاب نیز طی دیداری با مردم قم در سال 86 ضمن هشدار به نامزدان انتخاباتی به پرهیز از بداخلاقی و اهانت به یکدیگر متذکر شدند: «در انتخابات با كرامت رفتار كنند همه؛ چه آنهايي كه نامزد مي شوند، چه آنهايي كه طرفدار آنهايند، چه آنهايي كه مخالف با بعضي از نامزدها هستند. جناح‌هاي مختلف كشور، بداخلاقي و بدگويي و اهانت و تهمت و اين حرف‌ها را مطلقاً راه ندهند. اين از آن چيزهايي است كه اگر پيش بيايد، دشمن از او خوشحال مي‌شود.»

با مروری بر تاکیدات و تذکرات مقام معظم رهبری در طول سالیان اخیر به روشنی می‌توان به یک منشور اخلاقی در حوزه انتخابات دست یافت که این منشور اخلاقی می‌تواند راه‌گشای بسیاری از مشکلات و بداخلاقی‌های سیاسیون در انتخابات مختلف باشد.  

رهبری معظم در تمام انتخابات ضمن هشدار نسبت به پرهیز از بداخلاقی‌های انتخاباتی در عین حال رقابت‌های سالم انتخاباتی را برای مردم دارای "فایده و نفع" نیز دانسته‌ و فرموده‌اند: «از همه‌ مردم از همه‌ قشرها در اين مسئوليت بزرگ شركت كنند و در اين ميدان رقابت كه يك عرصه‌ رقابت مثبت است - رقابت انتخاباتي، جزء رقابت‌هاي مثبت و داراي فايده و نفع است براي مردم؛ ميدان رقابت انتخاباتي است - ... از بداخلاقي‌هاي انتخاباتي بايد به شدت پرهيز كنند؛ بدگويي كردن، اهانت كردن، تهمت زدن، براي عزيز كردن خود و يا نامزد مورد نظر خود، ديگران را و رقبا را در چشم مردم خوار كردن، اينها راه‌ها و روش‌هاي صحيح و اسلامي نيست. رقابت بايد باشد؛ رقابت مثبت و پرشور، اما با رعايت موازين اخلاقي.» (1)

اما از سویی باید به این نکته توجه داشت که صرفا بازگویی موازین اخلاقی در انتخابات توسط نامزدان انتخاباتی و هوداران آنها نمی‌تواند کوچکترین اثر و فایده‌ای در راستای سالم‌سازی این فضا داشته باشد بلکه التزام عملی به اخلاق انتخاباتی و پرهیز جدی از هرگونه تخریب و اهانت به رقباست که می‌تواند حرکت صحیح در جاده اخلاق انتخاباتی تلقی شود و در واقع وجه عمده تمایز رقابت در جامعه اسلامی و جوامع غربی، ملتزم بودن عملی به موازین اخلاقی و دینی است؛ در همین راستا مقام معظم رهبری با توجه بر این اصل تاکید دارند: «در دموكراسي‌هاي غربي، صلاحيت‌هاي خاصي موردنظر است كه عمدتا در اين صلاحيت‌ها، وابستگي‌هاي حزبي رعايت مي‌شود. هم كساني كه نامزد مي‌شوند، هم آنهايي كه نامزد مي‌كنند و هم آنهايي كه به نامزدها رأي مي‌دهند، در واقع به اين حزب يا به آن حزب رأي مي‌دهند ... در نظام جمهوري اسلامي غير از دانايي و كفايت سياسي، كفايت اخلاقي و اعتقادي هم لازم است. افرادي نگويند كه اخلاق و عقيده مسئله‌ شخصي انسان‌هاست. بله، اخلاق و عقيده مسئله‌ شخصي انسان‌هاست اما نه براي مسئول. من اگر در جايگاه مسئوليت قرار گرفتم و اخلاق زشتي داشتم؛ فهم بدي از مسائل جامعه داشتم و معتقد بودم كه بايد جيب خودم را پر كنم، نمي‌توانم به مردم بگويم اين عقيده و اخلاق شخصي من است و اخلاق و عقيده ربطي به كسي ندارد! براي يك مسئول عقيده و اخلاق مسئله‌ شخصي نيست؛ مسئله‌اي اجتماعي و عمومي است؛ حاكم شدن بر سرنوشت مردم است. آن كسي كه به مجلس مي‌رود، يا به هر مسئوليت ديگري در نظام جمهوري اسلامي مي‌رسد، اگر فاسد، بيگانه‌پرست و در خدمت منافع طبقات برخوردار جامعه بود، ديگر نمي‌تواند نقشي را كه ملت و طبقات محروم مي‌خواهند، ايفا كند.»(2)

اما یکی از ابزار‌های بسیار تاثیرگذار در عرصه انتخابات و البته حاکمیت و یا عدم حاکمیت اخلاق انتخاباتی، رسانه‌ها هستند که نوع مواجهه آنها با مقوله انتخابات می‌تواند تعیین‌کننده بخش عمده‌ای از معادلات در این عرصه و برگزاری یک انتخابات سالم رقابتی باشد.

بزرگ‌نمایی برخی اختلافات و سلایق در عرصه انتخابات و ورود به قلم‌فرسایی برای تخریب نامزدهای رقیب از سوی رسانه‌ها، کشنده‌ترین سم برای فضای سالم انتخاباتی است کما اینکه رهبری نیز در مقاطع مختلف برای نکته کلیدی تاکید داشته‌اند:

«نكته­ اي كه در باب انتخابات عرض مي­كنم، اين است كه فضاي انتخابات بايد سالم باشد. نبايد عدّه­اي با قلم و بيان و مطبوعات و عدّه­اي هم با ابراز مخالفت با فلاني يا طرفداري از اين نامزد يا آن نامزد، فضا را آلوده كنند. كساني كه به اسلام احترام مي­گذارند، كساني كه قدر و ارزش جمهوري اسلامي را ارج مي­نهند، كساني كه از ما حرف­شنوي دارند، در هر جاي كشور هستند، از همين اوّل كار مراقب باشند. كارشكني نسبت به ديگران، لجن­پراكني عليه اين نامزد يا آن نامزد، بدگويي كردن و افشاگري­هاي بي‌پايه و اساس نسبت به اشخاص، همه اينها كارهاي ممنوع و ضدّ‌ارزش و خلاف مشي جمهوري اسلامي و خلاف حق است. از اين كارها اجتناب كنند.»(3)
........................................................................................
1.بيانات مقام معظم رهبري در ديدار مردم شهرستان ابركوه‌ استان يزد ۱۳۸۶/۱۰/۱۵
2. بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در اجتماع بزرگ مردم قزوين‏۱۳۸۲/۰۹/۲۵
3. بيانات در جمع كثيري از مردم استان گيلان در استاديوم شهيد عضدي شهرستان رشت- ۱۱/۰۲/۱۳۸۰
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 14:3  توسط مهدی  | 
در این نوشتار چهل حدیث منتخب از سخنان گهربار حضرت زهرا(س) انتخاب شده است.
1 قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء سلام اللّه علیها: نَحْنُ وَسیلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَیْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ اءنْبیائِهِ.(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج 16، ص 211.)

ما اهل بیت پیامبر وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم ، ما برگزیدگان پاك و مقدّس پروردگار مى باشیم ، ما حجّت و راهنما خواهیم بود؛ و ما وارثان پیامبران الهى هستیم.

 

2 قالَتْ علیها السلام : وَ هُوَ الا مامُ الرَبّانى ، وَ الْهَیْكَلُ النُّورانى ، قُطْبُ الا قْطابِ، وَسُلالَةُ الاْ طْیابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَةُ دائِرَةِ الا مامَةِ.(ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 93.)

در تعریف امام علىّ علیه السلام فرمود : او پیشوائى الهى و ربّانى است ، تجسّم نور و روشنائى است ، مركز توجّه تمامى موجودات و عارفان است ، فرزندى پاك از خانواده پاكان مى باشد، گوینده‌اى حقّگو و هدایتگر است ، او مركز و محور امامت و رهبریّت است.

 

3 قالَتْ علیها السلام : ابَوا هِذِهِ الاْ مَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلىُّ، یُقْیمانِ اءَودَّهُمْ، وَ یُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إ نْ اطاعُوهُما، وَ یُبیحانِهِمُ النَّعیمَ الدّائم إنْ واقَفُوهُما.(بحارالا نوار: ج 23، ص 259، ح 8.)

حضرت محمّد صلّى اللّه علیه و آله و علىّ علیه السلام ، والِدَین این امّت هستند، چنانچه از آن دو پیروى كنند آن ها را از انحرافات دنیوى و عذاب همیشگى آخرت نجات مى دهند؛ و از نعمت هاى متنوّع و وافر بهشتى بهره مندشان مى سازند.

 

4 قالَتْ علیها السلام : مَنْ اصْعَدَ إ لىَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ افْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.(بحار: ج 67، ص 249، ح 25)

هر كس عبادات و كارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت ها و بركات خود را براى او تقدیر مى نماید.

 

5 قالَتْ علیها السلام : إنَّ السَّعیدَ كُلَّ السَّعیدِ، حَقَّ السَّعیدِ مَنْ احَبَّ عَلیّا فى حَیاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ.(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج 2، ص 449 )

همانا حقیقت و واقعیّت تمام سعادت ها و رستگارى ها در دوستى علىّ علیه السلام در زمان حیات و پس از رحلتش خواهدبود.

 

6 قالَتْ علیها السلام : إلهى وَ سَیِّدى ، اءسْئَلُكَ بِالَّذینَ اصْطَفَیْتَهُمْ، وَ بِبُكاءِ وَلَدَیَّ فى مُفارِقَتى اَنْ تَغْفِرَ لِعُصاةِ شیعَتى ، وَشیعَةِ ذُرّیتَى .(كوكب الدّرىّ: ج 1، ص 254.)

خداوندا، به حقّ اولیاء و مقرّبانى كه آنها را برگزیده‌اى ، و به گریه فرزندانم پس از مرگ و جدائى من با ایشان ، از تو مى خواهم گناه خطاكاران شیعیان و پیروان ما را ببخشى .

 

7 قالَتْ علیها السلام : شیعَتُنا مِنْ خِیارِ اءهْلِ الْجَنَّةِ وَكُلُّ مُحِبّینا وَ مَوالى اَوْلیائِنا وَ مُعادى اعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا.(بحارالا نوار: ج 68، ص 155، س 20، ضمن ح 11.)

شیعیان و پیروان ما، و همچنین دوستداران اولیاء ما و آنان كه دشمن دشمنان ما باشند، نیز آنهایى كه با قلب و زبان تسلیم ما هستند بهترین افراد بهشتیان خواهند بود.

 

8 قالَتْ علیها السلام : وَاللّهِ یَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا إ نّى اكْرَهُ انْ یُصیبَ الْبَلاءُ مَنْ لاذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ انّى سَاءُقْسِمُ عَلَى اللّهِ ثُمَّ اجِدُهُ سَریعَ الاْ جابَةِ. 1

حضرت به عمر بن خطّاب فرمود: سوگند به خداوند، اگر نمى ترسیدم كه عذاب الهى بر بى گناهى ، نازل گردد؛ متوجّه مى شدى كه خدا را قسم مى دادم و نفرین مى كردم . و مى دیدى چگونه دعایم سریع مستجاب مى گردید.

 

9 قالَتْ علیها السلام : وَاللّهِ، لاكَلَّمْتُكَ ابَدا، وَاللّهِ لاَ دْعُوَنَّ اللّهَ عَلَیْكَ فى كُلِّ صَلوةٍ. 2

پس از ماجراى هجوم به خانه حضرت ، خطاب به ابوبكر كرد و فرمود: به خدا سوگند، دیگر با تو سخن نخواهم گفت ، سوگند به خدا، در هر نمازى تو را نفرین خواهم كرد.

 

10 قالَتْ علیها السلام : إنّى اُشْهِدُاللّهَ وَ مَلائِكَتَهُ، انَّكُما اَسْخَطْتُمانى ، وَ ما رَضیتُمانى ، وَ لَئِنْ لَقیتُ النَبِیَّ لا شْكُوَنَّكُما إلَیْهِ. 3

هنگامى كه ابوبكر و عمر به ملاقات حضرت آمدند فرمود: خدا و ملائكه را گواه مى گیرم كه شما مرا خشمناك كرده و آزرده‌اید، و مرا راضى نكردید، و چنانچه رسول خدا را ملاقات كنم شكایت شما دو نفر را خواهم كرد.

11 قالَتْ علیها السلام : لاتُصَلّى عَلَیَّ اُمَّةٌ نَقَضَتْ عَهْدَاللّهِ وَ عَهْدَ ابى رَسُولِ اللّهِ فى امیرالْمُؤ منینَ عَلیّ، وَ ظَلَمُوا لى حَقىّ، وَاءخَذُوا إ رْثى ، وَخَرقُوا صَحیفَتى اللّتى كَتَبها لى ابى بِمُلْكِ فَدَك .4

افرادى كه عهد خدا و پیامبر خدا را درباره امیرالمؤمنین علىّ علیه السلام شكستند، و در حقّ من ظلم كرده و ارثیّه‌ام را گرفتند و نامه پدرم را نسبت به فدك پاره كردند، نباید بر جنازه من نماز بگذارند.

 

12 قالَتْ علیها السلام : إلَیْكُمْ عَنّى ، فَلا عُذْرَ بَعْدَ غَدیرِكُمْ، وَالاَْمْرُ بعد تقْصیركُمْ، هَلْ تَرَكَ ابى یَوْمَ غَدیرِ خُمّ لاِ حَدٍ عُذْوٌ. 5

خطاب به مهاجرین و انصار كرد و فرمود: از من دور شوید و مرا به حال خود رها كنید، با آن همه بى تفاوتى و سهل انگارى هایتان ، عذرى براى شما باقى نمانده است . آیا پدرم در روز غدیر خم براى كسى جاى عذرى باقى گذاشت ؟

 

13 قالَتْ علیها السلام : جَعَلَ اللّهُ الاْیمانَ تَطْهیرا لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ، وَ الصَّلاةَ تَنْزیها لَكُمْ مِنَ الْكِبْرِ، وَالزَّكاةَ تَزْكِیَةً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِى الرِّزقِ، وَالصِّیامَ تَثْبیتا لِلاْ خْلاصِ، وَالْحَّجَ تَشْییدا لِلدّینِ 6

خداوند سبحان ، ایمان و اعتقاد را براى طهارت از شرك و نجات از گمراهى ها و شقاوت ها قرار داد. و نماز را براى خضوع و فروتنى و پاكى از هر نوع تكّبر، مقرّر نمود. و زكات (و خمس ) را براى تزكیه نفس و توسعه روزى تعیین نمود. و روزه را براى استقامت و اخلاص در اراده ، لازم دانست . و حجّ را براى استحكام اءساس شریعت و بناء دین اسلام واجب نمود.

 

14 قالَتْ علیها السلام : یا ابَاالْحَسَنِ، إنَّ رَسُولَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ عَهِدَ إلَىَّ وَ حَدَّثَنى أنّى اَوَّلُ اهْلِهِ لُحُوقا بِهِ وَلا بُدَّ مِنْهُ، فَاصْبِرْ لاِ مْرِاللّهِ تَعالى وَارْضَ بِقَض ائِهِ. 7

اى ابا الحسن! همسرم ، همانا رسول خدا با من عهد بست واظهار نمود: من اوّل كسى هستم از اهل بیتش كه به او ملحق مى شوم و چاره‌اى از آن نیست ، پس تو صبر نما و به قضا و مقدّرات الهى خوشنود باش .

 

15 قالَتْ علیها السلام : مَنْ سَلَّمَ عَلَیْهِ اَوْ عَلَیَّ ثَلاثَةَ اءیّامٍ اءوْجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّةَ، قُلْتُ لَها: فى حَیاتِهِ وَ حَیاتِكِ؟

قالَتْ: نعَمْ وَ بَعْدَ مَوْتِنا. 8

هر كه بر پدرم رسول خدا و بر من به مدّت سه روز سلام كند خداوند بهشت را براى او واجب مى گرداند، چه در زمان حیات و یا پس از مرگ ما باشد.

 

16 قالَتْ علیها السلام : ما صَنَعَ ابُوالْحَسَنِ إلاّ ما كانَ یَنْبَغى لَهُ، وَلَقَدْ صَنَعُوا ما اللّهُ حَسیبُهُمْ وَ طالِبُهُمْ. 9

آنچه را امام علىّ علیه السلام نسبت به دفن رسول خدا و جریان بیعت انجام داد، وظیفه الهى او بوده است ، و آنچه را دیگران انجام دادند خداوند آنها را محاسبه و مجازات مى نماید.

 

17 قالَتْ علیه السلام : خَیْرٌ لِلِنّساءِ انْ لایَرَیْنَ الرِّجالَ وَلایَراهُنَّ الرِّجالُ. 10

بهترین چیز براى حفظ شخصیت زن آن است كه مردى را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.

 

18 قالَتْ علیها السلام : اوُصیكَ یا ابَاالْحَسنِ انْ لاتَنْسانى ، وَ تَزُورَنى بَعْدَ مَماتى .11

ضمن وصیّتى به همسرش اظهار داشت : مرا پس از مرگم فراموش نكنى . و به زیارت و دیدار من بر سر قبرم بیایى .

 

19 قالَتْ علیها السلام : إنّى قَدِ اسْتَقْبَحْتُ ما یُصْنَعُ بِالنِّساءِ، إنّهُ یُطْرَحُ عَلىَ الْمَرْئَةِ الثَّوبَ فَیَصِفُها لِمَنْ رَاءى ، فَلا تَحْمِلینى عَلى سَریرٍ ظاهِرٍ، اُسْتُرینى، سَتَرَكِ اللّهُ مِنَ النّارِ. 12

در آخرین روزهاى عمر پر بركتش ضمن وصیّتى به اسماء فرمود: من بسیار زشت و زننده مى‌دانم كه جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه‌اى روى بدنش تشییع مى‌كنند. و افرادى اندام و حجم بدن او را مشاهده كرده و براى دیگران تعریف مى نمایند. مرا بر تخت كه اطرافش پوشیده نیست و مانع مشاهده دیگران نباشد قرار مده بلكه مرا با پوشش كامل تشییع كن ، خداوند تو را از آتش جهنّم مستور و محفوظ نماید.

 

20 قالَتْ علیها السلام : .... إنْ لَمْ یَكُنْ یَرانى فَإنّى اراهُ، وَ هُوَ یَشُمُّ الریح . 13

مرد نابینائى وارد منزل شد و حضرت زهراء علیها السلام پنهان گشت ، وقتى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله علّت آن را جویا شد؟ در پاسخ پدر اظهار داشت : اگر آن نابینا مرا نمى بیند، من او را مى بینم ، دیگر آن كه مرد، حسّاس است و بوى زن را استشمام مى كند.

21 قالَتْ علیها السلام : أصْبَحْتُ وَ اللّهِ! عاتِقَةً لِدُنْیاكُمْ، قالِیَةً لِرِجالِكُمْ. 14

بعد از جریان غصب فدك و احتجاج حضرت ، بعضى از زنان مهاجر و انصار به منزل حضرت آمدند و احوال وى را جویا شدند، حضرت در پاسخ فرمود: به خداوند سوگند، دنیا را آزاد كردم و هیچ علاقه اى به آن ندارم ، همچنین دشمن و مخالف مردان شما خواهم بود.

 

22 قالَتْ علیها السلام : إنْ كُنْتَ تَعْمَلُ بِما اءمَرْناكَ وَ تَنْتَهى عَمّا زَجَرْناكَ عَنْهُ، قَانْتَ مِنْ شیعَتِنا، وَ إلاّ فَلا. 15

اگر آنچه را كه ما اهل بیت دستور داده ایم عمل كنى و از آنچه نهى كرده ایم خوددارى نمائى ، تو از شیعیان ما هستى وگرنه ، خیر.

 

23 قالَتْ علیها السلام : حُبِّبَ إ لَیَّ مِنْ دُنْیاكُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَةُ كِتابِ اللّهِ، وَالنَّظَرُ فى وَجْهِ رَسُولِ اللّهِ، وَالاْنْفاقُ فى سَبیلِ اللّهِ.

سه چیز از دنیا براى من دوست داشتنى است : تلاوت قرآن ، نگاه به صورت رسول خدا، انفاق و كمك به نیازمندان در راه خدا.

 

24 قالَتْ علیها السلام : اُوصیكَ اَوّلاً انْ تَتَزَوَّجَ بَعْدى بِإبْنَةِ اُخْتى اءمامَةَ، فَإ نَّها تَكُونُ لِوُلْدى مِثْلى ، فَإنَّ الرِّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ.16

در آخرین لحظات عمرش به همسر خود چنین سفارش نمود: پس از من با دختر خواهرم اءمامه ازدواج نما، چون كه او نسبت به فرزندانم مانند خودم دلسوز و متدیّن است . همانا مردان در هر حال ، نیازمند به زن مى باشند.

 

25 قالَتْ علیها السلام : الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ اقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّةَ. 17

 همیشه در خدمت مادر و پاى بند او باش ، چون بهشت زیر پاى مادران است ؛ و نتیجه آن نعمت هاى بهشتى خواهد بود.

 

26 قالَتْ علیها السلام : ما یَصَنَعُ الصّائِمُ بِصِیامِهِ إذا لَمْ یَصُنْ لِسانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ. 18

روزه دارى كه زبان و گوش و چشم و دیگر اعضاء و جوارح خود را كنترل ننماید هیچ سودى از روزه خود نمى برد.

 

27 قالَتْ علیها السلام : اَلْبُشْرى فى وَجْهِ الْمُؤْمِنِ یُوجِبُ لِصاحِبهِ الْجَنَّةَ، وَ بُشْرى فى وَجْهِ الْمُعانِدِ یَقى صاحِبَهُ عَذابَ النّارِ. 19

تبسّم و شادمانى در برابر مؤ من موجب دخول در بهشت خواهد گشت، و نتیجه تبسّم در مقابل دشمنان و مخالفان سبب ایمنى ازعذاب خواهد بود.

 

28 قالَتْ علیها السلام : لایَلُومَنَّ امْرُءٌ إلاّ نَفْسَهُ، یَبیتُ وَ فى یَدِهِ ریحُ غَمَرٍ. 20

كسى كه بعد از خوردن غذا، دست هاى خود را نشوید دستهایش آلوده باشد، چنانچه ناراحتى برایش بوجود آید كسى جز خودش را سرزنش نكند.

 

29 قالَتْ علیها السلام : اصْعَدْ عَلَى السَّطْحِ، فَإ نْ رَأیْتَ نِصْفَ عَیْنِ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلّى لِلْغُرُوبِ فَأ عْلِمْنى حَتّى أدْعُو. 21

روز جمعه نزدیك غروب آفتاب به غلام خود مى فرمود: بالاى پشت بام برو، هر موقع نصف خورشید غروب كرد مرا خبر كن تا براى خود و دیگران دعا كنم .

 30 قالَتْ علیها السلام : إنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعا وَلایُبالى . 22

 همانا خداوند متعال تمامى گناهان بندگانش را مى آمرزد و از كسى باكى نخواهد داشت .

31 قالَتْ علیها السلام : الْجارُ ثُمَّ الدّارُ. 23

اوّل باید در فكر مشكلات و آسایش همسایه و نزدیكان و سپس در فكر خویشتن بود.

 

32 قالَتْ علیها السلام : الرَّجُلُ اُحَقُّ بِصَدْرِ دابَّتِهِ، وَ صَدْرِ فِراشِهِ، وَالصَّلاةِ فى مَنْزِلِهِ إلا الاْمامَ یَجْتَمِعُ النّاسُ عَلَیْهِ. 24

هر شخصى نسبت به مركب سوارى ، و فرش منزل خود و برگزارى نماز در آن از دیگرى در اولویّت است مگر آن كه دیگرى امام جماعت باشد و بخواهد نماز جماعت را اقامه نماید، نباشد.

 

33 قالَتْ علیها السلام : یا ابَة ، ذَكَرْتُ الْمَحْشَرَ وَ وُقُوفَ النّاسِ عُراةً یَوْمَ الْقیامَةِ، واسَوْاء تاهُ یَوْمَئِذٍ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ. 25

اى پدر، من به یاد روز قیامت افتادم كه مردم چگونه در پیشگاه خداوند با حالت برهنه خواهند ایستاد و فریاد رسى ندارد، جز اعمال و علاقه نسبت به اهل بیت علیهم السلام .

 

34 قالَتْ علیها السلام : إذا حُشِرْتُ یَوْمَ الْقِیامَةِ، اشْفَعُ عُصاةَ اءُمَّةِ النَّبىَّ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ. 26

هنگامى كه در روز قیامت برانگیخته و محشور شوم ، خطاكاران امّت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله ، را شفاعت مى نمایم .

 

35 قالَتْ علیها السلام : فَاكْثِرْ مِنْ تِلاوَةِ الْقُرآنِ، وَالدُّعاءِ، فَإنَّها ساعَةٌ یَحْتاجُ الْمَیِّتُ فیها إلى اُنْسِ الاْحْیاءِ.27

ضمن وصیّتى به امام علىّ علیه السلام اظهار نمود: پس از آن كه مرا دفن كردى ، برایم قرآن را بسیار تلاوت نما، و برایم دعا كن ، چون كه میّت در چنان موقعیّتى بیش از هر چیز نیازمند به اُنس با زندگان مى باشد.

 

36 قالَتْ علیها السلام : یا ابَا الحَسَن ، إنّى لا سْتَحى مِنْ إلهى انْ اكَلِّفَ نَفْسَكَ مالاتَقْدِرُ عَلَیْهِ. 28

خطاب به همسرش امیرالمؤ منین علىّ علیه السلام كرد: من از خداى خود شرم دارم كه از تو چیزى را در خواست نمایم و تو توان تهیه آن را نداشته باشى .

 

37 قالَتْ علیها السلام : خابَتْ اُمَّةٌ قَتَلَتْ ابْنَ بِنْتِ نَبِیِّها.(مدینة المعاجز: ج 3، ص 430.)

رستگار و سعادتمند نخواهند شد آن گروهى كه فرزند پیامبر خود را به قتل رسانند.

 

38 قالَتْ علیها السلام : ... وَ النَّهْىَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزیها عَنِ الرِّجْسِ، وَاجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجابا عَنِ اللَّعْنَةِ، وَ تَرْكَ السِّرْقَةِ ایجابا لِلْعِّفَةِ.(ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 312، فاطمة الزهراء علیها السلام : ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه .)

خداوند متعال منع و نهى از شرابخوارى را جهت پاكى جامعه از زشتى‌ها و جنایت ها؛ و دورى از تهمت ها و نسبت هاى ناروا را مانع از غضب و نفرین قرار داد؛ و دزدى نكردن ، موجب پاكى جامعه و پاكدامنى افراد مى گردد.

 

39 قالَتْ علیها السلام : حرم [الله] الشِّرْكَ إخْلاصا لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ، فَاتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا تَمُوتُّنَ إ لاّ وَ اءنْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ اءطیعُوا اللّه فیما اءمَرَكُمْ بِهِ، وَ نَهاكُمْ عَنْهُ، فَاِنّهُ، إ نَّما یَخْشَى اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءِ.(ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 312، فاطمة الزهراء علیها السلام : ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه .)

و خداوند سبحان شرك را (در امور مختلف ) حرام گرداند تا آن كه همگان تن به ربوبیّت او در دهند و به سعادت نائل آیند؛ پس آن طورى كه شایسته است باید تقواى الهى داشته باشید و كارى كنید تا با اعتقاد به دین اسلام از دنیا بروید.

بنابر این باید اطاعت و پیروى كنید از خداوند متعال در آنچه شما را به آن دستور داده یا از آن نهى كرده است ، زیرا كه تنها علماء و دانشمندان (اهل معرفت ) از خداى سبحان خوف و وحشت خواهند داشت .

 

40 قالَتْ علیها السلام : امّا وَاللّهِ، لَوْتَرَكُوا الْحَقَّ عَلى اهْلِهِ وَاتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبیّه ، لَمّا اخْتَلَفَ فِى اللّهِ اثْنانِ، وَلَوَرِثَها سَلَفٌ عَنْ سَلَفٍ، وَخَلْفٌ بَعْدَ خَلَفٍ حَتّى یَقُومَ قائِمُنا، التّاسِعُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِالسَّلام .(الا مامة والتبصرة : ص 1، بحارالا نوار: ج 36، ص 352، ح 224.)

به خدا سوگند، اگر حقّ یعنى خلافت و امامت را به اهلش سپرده بودند؛ و از عترت و اهل بیت پیامبر صلوات اللّه علیهم پیروى ومتابعت كرده بودند حتّى دو نفر هم با یكدیگر درباره خدا و دین اختلاف نمى كردند.

و مقام خلافت و امامت توسط افراد شایسته یكى پس از دیگرى منتقل مى گردید و در نهایت تحویل قائم آل محمّد عجّل اللّه فرجه الشّریف ، و صلوات اللّه علیهم اجمعین مى گردید كه او نهمین فرزند از حسین علیه السلام مى باشد.

 

1-اصول كافى : ج 1، ص 460، بیت الا حزان : ص 104، بحارالا نوار: ج 28، ص 250، ح 30.

2-صحیح مسلم : ج 2، ص 72، صحیح بخارى : ج 6، ص 176.

3-بحارالا نوار: ج 28، ص 303، صحیح مسلم : ج 2، ص 72، بخارى : ج 5، ص 5.

4-بیت الا حزان : ص 113، كشف الغمّة : ج 2، ص 494.

5-خصال : ج 1، ص 173، احتجاج : ج 1، ص 146.

6-ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 312، فاطمة الزّهراء علیها السلام : ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه در جمع مهاجرین و انصار.

7-بحارالا نوار: ج 43، ص 200، ح 30.

8-بحارالا نوار: ج 43، ص 185، ح 17.

9-الا مامة والسّیاسة : ص 30، بحارالا نوار: ج 28، ص 355، ح 69.

10-بحارالا نوار: ج 43، ص 54، ح 48.

11-زهرة الرّیاض كوكب الدّرى : ج 1، ص 253.

12-تهذیب الا حكام : ج 1، ص 429، كشف الغمّه : ج 2، ص 67، بحار:ج 43، ص 189،ح 19.

13-بحارالا نوار: ج 43، ص 91، ح 16، إ حقاق الحقّ: ج 10، ص 258.

14-دلائل الا مامة : ص 128، ح 38، معانى الا خبار: ص 355، ح 2.

15-تفسیر الا مام العسكرى علیه السلام : ص 320، ح 191.

16-بحارالا نوار: ج 43، ص 192، ح 20، اءعیان الشّیعة : ج 1، ص 321.

17-كنزل العمّال : ج 16، ص 462، ح 45443.

18-مستدرك الوسائل : ج 7، ص 336، ح 2، بحارالا نوار: ج 93، ص 294، ح 25.

19-تفسیر الا مام العسكرى علیه السلام : ص 354، ح 243، مستدرك الوسائل : ج 12، ص 262، بحارالا نوار: ج 72، ص 401، ح 43.

20-كنزل العمّال : ج 15، ص 242، ح 40759.

21-دلائل الا مامة : ص 71، س 16، معانى الا خبار: ص 399، ضمن ح 9.

22-تفسیر التّبیان : ج 9، ص 37، س 16.

23-علل الشّرایع : ج 1، ص 183، بحارالا نوار: ج 43، ص 82، ح 4.

24-مجمع الزّوائد: ج 8 ، ص 108 ، مسند فاطمه : ص 33 و 52.

25-كشف الغمّة : ج 2، ص 57، بحار الا نوار: ج 8 ، ص 53، ح 62.

26-إ حقاق الحقّ: ج 19، ص 129.

27- بحارالا نوار: ج 79، ص 27، ضمن ح 13.

28-اءمالى شیخ طوسى : ج 2، ص 228.
منبع:مشرق
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 10:8  توسط مهدی  | 
خون شهید، جاذبه‌ی خاک را خواهد شکست؛

و ظلمت را خواهد درید؛

و معبری از نور خواهد گشود؛

و روحش را از آن، به سفری خواهد برد که برای پیمودن آن،

هیچ راهی جز شهادت وجود ندارد...

"شهید سید مرتضی آوینی"

مادر گرانقدر شهید ابن یامین رمضان نژاد فریدونکناری تعریف می کند: «همیشه آرزویم این بود که پسرم را داماد ببینم. وقتی جنازه ی ابن یامین را آوردند، گفتم سفره ی عقد بچینند. آن روز احساس کردم که حوریان بهشتی در اتاق عقد حضور دارند و برای پسرم که با یکی از آنها وصلت کرده از خوشحالی دف می زنند. زمانی که داشتم به دست و پای ابن یامین حنا می بستم انگار کسی به من گفت: حوریان، حنا را از دست و پای داماد می ربایند.»


انتخاب

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت 10:13  توسط مهدی  | 

گفتیم می خواهیم فیلمساز شویم، گفت بروید اسرارالصلوة و فلسفه بخوانید

دین - وقتی سال 71ـ70 تعدادی از طلاب که دغدغه فضا های فرهنگی داشتند ، جمع شدند و به دیدار سید مرتضی آوینی رفتند.

این گروه از آوینی خواستند که در قم جلسات فیلم سازی برگزار کند. که این جلسات مدتی تشکیل شد. آقای بنکدار یکی از افراد حاضر در این جلسات نقل می کند :

" ایشان برایش خیلی جالب بود که یک جمع طلبه دارند می‌آیند دنبال این فضا. خیلی سعی کرد آن فضا وآن تعریف سنتی را که ما از مقوله هنر داشتیم و خیلی روبنایی بود را عمیق کند. جلسات اول بود که ایشان گفت شما آمدید سینما یاد بگیرید؟ آمدید هنر یاد بگیرید؟ من می‌گویم «اسرار الصلوه» را بخوانید." می‌گویم بروید فلسفه بخوانید.این خیلی شوک بود برای ما. فلسفه که درس‌های روزمره حوزه بود را زده بودیم تا متمرکز شویم و اینکار را یاد بگیریم، حالا ایشان می‌گوید بروید همان را بخوانید. بعد می‌گفت: اگر می‌خواهید با میز مونتاژ آشنا شوید، یک صبح تا ظهر یادتان می‌دهم. ولی اینکه حرف نشد، کم‌کم بحث‌هایی مطرح شد که نسبت‌تان را باید در این عالم پیدا کنیدوجایگاهتان را پیدا کنید تا بتوانید جایگاه سینما و هنر را پیدا کنید و بعد از آن بتوانید آن را نقد کنیدواز سینما باید به اندازه خودش انتظار داشته باشید. عمده بحث‌های ایشان در درست کردن فضای فکری ما بود که در واقع یک سری چالش‌ها را جلوی پای ما می‌انداختند و یک سری مطالعاتی می‌دادند و مباحثه می‌کردیم و سؤالها برای ما باب جدیدی باز کرده بود. این نوع سؤال‌ها خیلی مطرح شد. سؤالهایی که امروزه شاید خیلی پیش پا افتاده بنظر می‌رسد و خیلی‌ها دغدغه ذهنی‌شان است. ولی در آن فضا کمتر کسی اینجور فکر می‌کرد. ما گفتیم می خواهیم فیلمساز شویم، آوینی گفت بروید اسرارالصلوة بخوانید. "
به نقل از گفت و گوی ویژه نامه خنجر و شقایق، یادنامه سید شهیدان اهل قلم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 9:6  توسط مهدی  | 

 

امام جمعه مشهد با بیان اینکه ‌آرزوی رهبر معظم انقلاب زیارت قبر مطهر امام حسین(ع) است از روحانیون عتبات خواست که سلام رهبر معظم انقلاب را به محضر مبارک امام حسین(ع) برسانند.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی بعثه مقام معظم رهبری، ‌آیت‌الله سید احمد علم‌الهدی در جلسه توجیهی ویژه روحانیون و مداحان عتبات عالیات اظهار داشت: زیارت قبر مطهر امام حسین(ع) آرزوی رهبر معظم انقلاب است.

وی با بیان اینکه رهبر معظم انقلاب آرزوی کربلا دارند اما شرایط به گونه‌ای است که این امکان وجود ندارد، خاطرنشان کرد: یک روز پیش از زمانی که می‌خواستم به سفر معنوی عتبات عالیات مشرف شوم، در خدمت آقا بودم، عرضه داشتم فردا به کربلا می‌روم که آقا با یک نگاه حسرت‌آمیزی گفتند ما را که فراموش نمی‌کنید.

آیت‌الله علم‌الهدی خطاب به روحانیون کاروان‌های عتبات عالیات با تاکید بر اینکه عزت روحانیت به برکت رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای است، تصریح کرد: به عنوان ادای حق رهبری، مقید باشیم که یک زیارت یا حداقل سلامی از طرف ایشان به محضر آقا سیدالشهدا(ع) عرض کنیم به امید اینکه رهبر عزیزمان به این آرزویشان برسند.
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 9:36  توسط مهدی  | 
مبادا از اين ستّاريّت خداوند سوء استفاده كنيم و خيال كنيم خداوند ما را بخشيده است بلكه شايد اين مقدّمه عذاب و مجازات دردناك الهى باشد... بايد پرتوى از صفات خداوند در بندگانش باشد، خداوند از هر عيبى منزّه است و بنده هم بايد سعى كند خود را از عيب ها منزّه كند، بايد متخلّق به اخلاق خداوند بشود و آبروى ديگران را نريزد و تنها نقطه ضعف ها را نبيند.
جهان - حضرت على (عليه السلام) مى فرمايند: «اَلْحَذَرَ الْحَذَرَ! فَوَ اللهِ لَقَدْ سَتَرَ، حَتّى كأَنَّهُ قَدْ غَفَرَ ؛ بترس، بترس (از خدا!) به خدا سوگند آن قدر پرده پوشى كرده كه گويى تو را بخشيده و آمرزيده است».(1)

ستار العيوب

چند نكته درباره اين حديث:

نكته اوّل

خداوند پوشنده گناهان و عيب هاى افراد است، مراد از ستّارالعيوب بودن خداوند چيست؟ دو نوع ستّاريّت داريم، يكى تكوينى و ديگر تشريعى.

تكوينى اين است كه خداوند انسان را چنان آفريده است كه بسيارى از عيب هايش پنهان است مثلاً صفات درون انسان مانند حسادت، تكبّر، و خودخواهى و انحرافات اعتقادى پنهان است اگر انسان طورى آفريده مى شد كه بشود اخلاق و اعتقادات او را از چهره اش فهميد، زندگى براى او بسيار مشكل مى شد، امّا خداوند به خاطر ستّاريّتى كه دارد چنان انسان را آفريد كه عيب هايش مخفى است امّا در روز قيامت «يُعْرَفونَ بِسيماهُمْ» كه از چهره ها افراد شناخته مى شوند.

ستّار العيوب تشريعى اين است كه خداوند دستور داده مردم عيب هاى همديگر را بشناسند، غيبت نكند، تهمت نزنند و آبروى همديگر را نريزند.

 فايده ستّارالعيوب بودن چيست؟

1. شخصيّت و احترام افراد حفظ مى شود كه دادن شخصيّت به افراد يكى از موانع سقوط در گناه است چرا كه اگر شخصى در جامعه معروف به گناه و زشتى باشد ديگر باكى براى گناه كردن ندارد، و خود را بيشتر آلوده به گناه مى كند، امّا همين كه ديد گناهش را پوشش دادند، شرم و حيا مانع مى شود كه گناه كند، و اينكه اسلام مى گويد غيبت نكن، يكى از دلايلش همين است كه وقتى رسوا شد مى گويد: حالا كه آبروى ما رفت پس هر كارى كه دلمان مى خواهد انجام دهيم، و درباره تربيت بچّه هم اسلام مى گويد او را تحقير نكن و نزن و نگو كه نمى فهمى و بى شعورى، بلكه به او شخصيت بده تا به ارزش خود پى ببرد و كار خلاف انجام ندهد .

2. فايده دوم اين است كه پايه هاى امتحان الهى محكم شود. اصل آزادى و اختيار با ستّاريّت محفوظ است، چرا كه اگر كسى با يك گناه رسوا مى شد ديگر گناه نمى كرد و گناه نكردنش به خاطر ترس از رسوايى بود، نه پايبند بودن به اصول اخلاقى و اسلامى، و تكامل شكل نمى گرفت و مسأله جبر پيش مى آمد.

نكته دوم

مبادا از اين ستّاريّت خداوند سوء استفاده كنيم و خيال كنيم خداوند ما را بخشيده است بلكه شايد اين مقدّمه عذاب و مجازات دردناك الهى باشد .

و كلام امام على(عليه‌السلام) بر همين مطلب اشاره دارد كه بيدار باشيد و از ستّارالعيب‌ها بودن خداوند سوء استفاده نكنيد.

نكته سوم


بايد پرتوى از صفات خداوند در بندگانش باشد، خداوند از هر عيبى منزّه است و بنده هم بايد سعى كند خود را از عيب ها منزّه كند، بايد متخلّق به اخلاق خداوند بشود و آبروى ديگران را نريزد و تنها نقطه ضعف ها را نبيند.

يكى از ويژگى هاى انسان مؤمن عيب زدايى است و عيب جويى از صفات زشت است كه در مؤمن وجود ندارد، انسان وقتى به كمال مى رسد كه عيب هاى خويش را بشناسد و آن را برطرف سازد و اين در صورتى امكان دارد كه انسان اوّل عيب هاى خود را بشناسد چون تا انسان به نواقص خود آگاه نشود نمى تواند چاره جويى كند.

انسان از چند راه مى تواند به عيب هاي خود آگاه شود:

1. از راه مراقبه و محاسبه، كه انسان مواظب اعمال و رفتار خود باشد و خود را مورد حسابرسى قرار دهد، به خصوص اگر بتواند خود را با افراد صالح مقايسه كند، چرا كه وقتى خود را فاقد فضايل كمالات آنها مى بيند مى تواند به عيب هاى خود پى ببرد.

2. عبرت گرفتن از رفتار افراد نادرست و بداخلاق كه بايد ادب را از بى ادبان آموخت يعنى آنچه را كه آنها انجام مى دهند انسان برخلافش را انجام دهد.

3. معاشرت با دوستان خوب كه او را نصيحت كنند و عيب هايش را به او تذكر دهند چرا كه امام صادق(عليه السلام) فرموده اند: «أحَبُّ إخوانى إلَىَّ مَن أهْدى إلَىَّ؛ محبوب ترين برادرانم نزد من، كسى است كه عيب‌هايم را به من هديه كند.»(2
)

امام هفتم (عليه السلام) وقتى اوقات شبانه روز را به چهار قسمت تقسيم مى كند يك ساعتش را معاشرت با برادران قرار مى دهد و مى فرمايد: «وَ ساعَةٌ لِمُعاشِرَةِ الإخوانِ وَالثِّقاتِ الَّذينَ يُعَرِّفُونكم عيب هاكم وَ يُخْلِصون، لَكمْ فِى الْباطِنِ؛ ساعتى براى رفت و آمد و معاشرت با برادران مورد اعتمادى كه شما را به عيب هايتان آگاه مى سازند و قلباً نسبت به شما خلوص و صفا دارند، اختصاص دهيد.»(3)

روايات ما دوست واقعى را كسى مى دانند كه تو را از كارهاى زشت باز دارد: «صَديقُك مَنْ نَهاك». (4)

امام على(عليه السلام) مى فرمايند: «لا تَبْتَهِجَنَّ بِخَطَاءِ غَيْرِك فإنَّك لَنْ تَمْلِك الإصَابَةَ أبَداً ؛ از خطاى ديگران هرگز شادمان مشو، زيرا تو نيز براى هميشه از خطا كردن مصون نيستى».(5)

و همان حضرت فرمودند: «مَنْ عابَ عِيْبَ، وَمَنْ شَتَمَ اُجِيبَ ؛ هر كس عيب جويى كند، عيب جويى شود و هر كس دشنام دهد، پاسخ شنود». (6)

به فرموده امام صادق(عليه السلام): «الأثرارُ يَتْبَعونُ مَساوِىءَ النّاسِ وَيَتركونَ مَحاسِنَهُم كما يَتْبَعُ الذُّبابُ المَواضعَ الفاسِدَة مِن الجَسَدِ وَيَتْرُك الصَّحِيحُ؛ افراد عيب جو همانند مگس هستند كه روى ناپاكى ها و آلودگى ها مى نشينند و دنبال كارهاى زشت و عيب هاي مردم هستند و خوبى هاى آنان را ناديده مى گيرند.»(7)

از خداوند مى خواهيم خودش عيب هاى ما را به ما بنماياند و توفيق دهد تا درصدد رفع آنها برآييم.

------------------------------------------------------------------
پي نوشت ها :
1. نهج البلاغه، حكمت 30.
2. تحف العقول، حكمت 89.
3. تحف العقول، حكمت 18.
4. غرر الحكم، ح 5857.
5. همان مدرك، ص 150.
6. ميزان الحكمه، ج 7، ص 151.
7. سفينة البحار، ج 2، ص 295.
منبع : كتاب  گفتار معصومين (عليهم اسلام) ج 2،آيت الله مكارم شيرازي
تلخيص: بصيرت/تبيان

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1391ساعت 12:54  توسط مهدی  | 
 
رهبر معظم انقلاب فرمودند: مردم اسلام را مى‏خواهند. این از روز اول گفته شد و در طول سالهاى متمادى نیز تجربه گردید. امروز هم واضحترین حقیقت در نظام ما این است که آحاد و توده مردم، از نظام حاکم بر کشور مى‏خواهند که مسلمان باشد و مسلمانى عمل کند و اسلام را در جامعه تحقق ببخشد.

به گزارش جهان، فرازهایی از فرمایشات مقام معظم رهبری به مناسبت روز جمهورى اسلامى ایران به شرح ذیل است: ‏

 نگاهی به حکومتهای چند صد سال اخیر ایران

شما به حکومتهایى که در طول این چند صد سال در ایران بوده‏اند، از حکومت منحوس و وابسته و فاسد پهلوى تا حکومت ضعیفِ وابسته بى‏عرضه بى‏لیاقت قاجارى تا حکومتهاى قبل از قاجار که بعضى نام و نشان و عنوان فاتح هم دارند، نگاه کنید، ببینید در کدامیک از این حکومتها، آحاد ملت ایران نسبت به اولیاى حکومت، احساس علقه و رابطه مى‏کردند. خواهید دید که در هیچ‏کدام چنین وضعى وجود نداشته است. مردم جدا بودند، آن‏ها هم جدا بودند. آن‏ها سیاست خارجى را تنظیم مى‏کردند و مردم هم خبر و علاقه¬اى به آن نداشتند.

کارها برطبق مصالح مردم هم نبود، حتّى کارهایى که به وسیله حکومتها به‏عنوان خدمت در این کشور انجام مى‏شد، غالباً- مگر در موارد خیلى معدودى- به نفع و صلاح بیگانگان و یا همان اولیاى حکومت فاسد بود. همین راه‏آهن سرتاسرى که در زمان رضا خان کشیده شد، تحقیقاتِ هم بیگانگان و هم خودى‏ها نشان مى‏دهد که مسیر این راه‏آهن، صرفاً به مصلحت انگلیسى‏ها و بر ضد مصلحت ملت ایران انتخاب شد. از این قبیل کارها زیاد بود. آنچه مطرح نبود، میل و اراده و مصلحت و عواطف و علایق مردم بود. در حقیقت آنچه مطرح و ملاک بود، منفعت بیگانگان یا سردمداران فاسد قدرت‏مدار بود. لذا مردم هم نسبت به آن‏ها رابطه و محبتى نداشتند و هرکدام از این سلاطین یا سلسله‏هاى سابق که از بین رفتند، رفتن آن‏ها با خوشحالى مردم مواجه شد.(9)

 

همه پرسی بی سابقه برای انتخاب شیوه حکومت

در هیچ انقلابى در دوران انقلابها- که نیمه اول قرن بیستم، دوران انقلاب‏هاى گوناگون است؛ در شرق و غرب دنیا انقلاب‏هاى مختلفى با شکلهاى مختلف به وجود آمد- سابقه ندارد که دو ماه بعد از پیروزى انقلاب، یک رفراندوم‏ عمومى براى انتخاب شیوه حکومت و نظام حکومتى انجام بگیرد، اما به همت امام قدس سره در ایران این اتفاق افتاد.(10)

وقتى در کشورى انقلاب مى‏شد- یا انقلاب حقیقى یا کودتایى به اسم انقلاب- مدتها از دولت و تشکیلات دولتى و نظم دولتى خبرى نبود. یک گروه به نام مسوولان انقلاب، زمام کشور را در دست مى‏گرفتند و طبق میل و تشخیص خودشان– هرطور بود- عمل مى‏کردند. در انقلاب اسلامى، امام قدس سره اجازه نداد این‏طور بشود؛ حتّى از قبل از پیروزى انقلاب دولت تعیین کرد تا نظم وجود داشته باشد. بااینکه آن وقت شوراى انقلاب هم بود، اما امام قدس سرهخواست با شکل قانونى و منطقى، کشور اداره‏ شود. اصل تشخیص اینکه چه نظامى در کشور بر سر کار بیاید، این را امام قدس سرهبه عهده رفراندم و آرای عمومى گذاشت. این هم در دنیا سابقه نداشت. در هیچ انقلابى در دنیا، ما نشنیدیم و ندیدیم که انتخاب نوع نظام را- آن هم در همان اوایل انقلاب- به عهده مردم بگذارند. هنوز از پیروزى انقلاب دو ماه نگذشته بود که امام همه‏پرسى درباره نظام اسلامى را اعلان کرد که مردم به نظام جمهورى اسلامى رأى دادند. (11)

 

مردم در رفراندوم جمهوری اسلامی، می دانستند چه می خواهند

کسانى که خودشان اسلام را نه مى‏شناختند و نه تهِ دلشان چنان اسلامى را مى‏خواستند؛ حداقلش این بود که جرأت نمى‏کردند به رژیمهاى طاغوتى غربى پشت کنند یا بى‏اعتنایى کنند، امروز مى‏نشینند و این طرف آن طرف مى‏گویند که مردم در رفراندوم‏ جمهورى اسلامى نمى‏دانستند چه مى‏خواهند! چطور نمى‏دانستند چه مى‏خواهند؟! مردم اگر نمى‏دانستند، چگونه هشت سال جنگ تحمیلى را با فداکاریهاى خودشان پیش بردند؟! چیزى را که نمى‏دانند، چطور برایش فداکارى مى‏کنند؟! مردم خوب مى‏دانستند چه مى‏خواهند، امروز هم خوب مى‏دانند چه مى‏خواهند. (12)


 پایه های جمهوری اسلامی؛ جمهور + اسلام

جمهورى اسلامى، از لحاظ معناى تحت‏اللفظى، بر دو پایه استوار است؛ یکى جمهور مردم، یعنى آحاد مردم و جمعیت کشور. این‏ها هستند که امر اداره کشور و تشکیلات دولتى و مدیریت کشور را تعیین مى‏کنند و دیگرى اسلامى، یعنى این حرکت مردم، بر پایه تفکر اسلام و شریعت اسلامى است.

این، یک امر طبیعى است. در کشورى که اکثریت قریب به تمام آن مسلمان هستند، آن هم مسلمان مؤمن و معتقد و عامل، که در طول زمان، ایمان عمیق خودشان را به اسلام ثابت کرده‏اند و نشان داده‏اند، در چنین کشورى، اگر حکومتى مردمى است، پس اسلامى هم است.

مردم اسلام را مى‏خواهند. این از روز اول گفته شد و در طول سالهاى متمادى نیز تجربه گردید. امروز هم واضحترین حقیقت در نظام ما این است که آحاد و توده مردم، از نظام حاکم بر کشور مى‏خواهند که مسلمان باشد و مسلمانى عمل کند و اسلام را در جامعه تحقق ببخشد. (13)

 

جمهوریتِ ما از اسلام گرفته شده

بنده به‏هیچ‏وجه موافق نیستم که یک عدّه بگویند اگر فلان طور نباشد، اسلام از بین خواهد رفت، یک عدّه هم بگویند اگر فلان طور نباشد، جمهوریت از بین خواهد رفت؛ نه آقا، این حرفها نیست. در این کشور و در این نظام، اسلام با جمهوریت همراه است، جمهوریتِ ما از اسلام گرفته شده و اسلامِ ما اجازه نمى‏دهد در این کشور مردم‏سالارى‏ نباشد. ما نخواستیم جمهوریت را از کسى یاد بگیریم؛ اسلام این را به ما تعلیم داد و املاء کرد. این ملت، متمسّک به اسلام و معتقد به جمهوریت است. در ذهن این ملت و در این نظام، خدا و مردم در طول هم قرار دارند و خداى متعال این توفیق را داده است که مردم این راه را طى کنند. (14)

نظریه‏ سیاسى اسلام؛ مردم‏سالارى‏ دینى

شما مى‏خواهید نظریه سیاسى اسلام و نظام جمهورى اسلامى- یعنى مردم‏سالارى‏ دینى- را به دنیا معرفى کنید. جمهورى، یعنى مردم‏سالارى‏؛ اسلامى، یعنى دینى. بعضى خیال مى‏کنند ما که عنوان مردم‏سالارى‏ دینى را مطرح کردیم، حرف تازه‏اى‏را به میدان آوردیم؛ نه. جمهورى اسلامى یعنى مردم‏سالارى دینى. حقیقت مردم‏سالارى دینى این است که یک نظام باید با هدایت الهى و اراده مردمى اداره شود و پیش برود. (15)

 

مردم‏سالارى‏ دینى یعنى همان جمهورى اسلامى

در مورد مردم، مهم‏ترین کارى که امام قدس سره کرد، این بود که مفهوم مردم‏سالارى‏ را از چیزى که طرّاحان دمکراسى غربى و عوامل آن‏ها در صحنه‏هاى عملى مى‏خواستند نشان دهند، به‏کلّى دور کرد. سعى آن‏ها این بود که این‏طور القاء کنند که مردم‏سالارى‏ با دین‏سالارى و دین‏دارى سازگار نیست. امام قدس سره این مفهوم باطل را زایل کرد و مردم‏سالارى‏ دینى یعنى همان جمهورى اسلامى را در دنیا مطرح نمود. او به زبان هم اکتفا نکرد، صرفاً استدلال فکرى هم نکرد؛ عملًا این را نشان داد. (16)

 

نظام اسلامى، یعنى همان مردم‏سالارى‏

توصیه مؤکّد من به مسئولان این است که نگذارند در سطوح مدیریّتى نظام، دشمنان با ایادى خود اختلال و اختلاف ایجاد کنند. دشمن این را مى‏خواهد و اصرار دارد که مدیران کشور را در جبهه‏هاى متفاوتى نشان دهد. آرزوى دشمن این است که قواى سه‏گانه به جان هم بیفتند؛ مجلس به جان قوّه قضائیّه، قوّه قضائیّه به جان دولت، دولت به جان قوّه قضائیه. مسئولان باید هشیار باشند و نگذارند؛ بدانند امروز کشور به چه چیزى نیاز دارد.

این کشور، کشور اسلام و مردم است. نظام اسلامى، یعنى همان مردم‏سالارى‏ دینى که بر این کشور حاکم است. هیچ احتیاجى نیست که امروز مردم کشورمان را به دنباله‏روى از نظام مردم‏سالارى‏ توصیه کنیم. ما بعد از قرنهاى متمادى که بر این کشور استبداد حاکم بود، به برکت اسلام و انقلاب اسلامى به مردم‏سالارى‏ رسیده‏ایم؛ آن هم مردم‏سالارىِ‏ با دین. (17)

دمکراسى یعنى مردم‏سالارى

امروز دشمنان در تبلیغات خود مى‏خواهند این‏طور وانمود کنند که ایران باید به سمت دمکراسى برود! انقلاب، ایران را از آزادترین نوع دمکراسى برخوردار کرد؛ امروز ایران کجا مى‏خواهد برود؟! دمکراسى یعنى مردم‏سالارى، یعنى حکمیّت و معیار بودن رأى مردم در شیوه سیاسى حکومت و اداره کشور. این کارى است که انقلاب به صورت معجزه در ایران انجام داد؛ کارى که اصلًا تصوّرش در تمام طول دوران دهها سال بعد از مشروطه تا انقلاب اسلامى وجود نداشت. البته در دوران نهضت ملى که انتخاباتِ آزاد وجود داشت، این کار عملى شد، ولى متأسفانه بر اثر اشتباهات مکرّر مسوولان وقت، این دوران بیش از حدود دو سال طول نکشید. به‏هرحال، منظور این است که غیر از آن دوران کوتاه، یک روز ملت ایران در این کشور براى انتخاب سرنوشت خود آزادى نداشت. (18)

 

راقى‏ترین نوع مردم‏سالارى؛ مردم‏سالارى دینی

در منطق اسلام، اداره امور مردم و جامعه، با هدایت انوار قرآنى و احکام الهى است. در قوانین آسمانى و الهى قرآن، براى مردم شأن و ارج معیّن شده است؛ مردم هستند که انتخاب مى‏کنند و سرنوشت اداره کشور را به دست مى‏گیرند. این مردم‏سالارى‏، راقى‏ترین نوع مردم‏سالارى‏اى است که امروز دنیا شاهد آن است، زیرا مردم‏سالارى‏ در چارچوب احکام و هدایت الهى است. انتخاب مردم است، اما انتخابى که با قوانین آسمانى و مبرّاى از هرگونه نقص و عیب، توانسته است جهت و راه صحیحى را دنبال کند.

در همه آنچه که در دنیا به نام دمکراسى و مردم‏سالارى شناخته مى‏شود، چارچوب وجود دارد. در دمکراسى‏هاى غربى، چارچوب عبارت است از منافع و خواست صاحبان ثروت و سرمایه‏دارانِ حاکم بر سرنوشت جامعه. تنها در آن چارچوب است که رأى مردم اعتبار پیدا مى‏کند و نافذ مى‏شود. اگر مردم چیزى را که برخلاف منافع سرمایه‏داران و صاحبان قدرت مالى و اقتصادى- و بر اثر آن، قدرت سیاسى– است، بخواهند، هیچ تضمینى وجود ندارد که این نظامها و رژیمهاى دمکراتیک، تسلیم خواست مردم شوند. یک چارچوب محکم و ناشکننده بر همه این خواستها و دمکراسى‏ها حاکم است. در کشورهاى سوسیالیستى سابق- که آن‏ها هم خودشان را کشورهاى دمکراتیک مى‏نامیدند- این چارچوب، حزبِ حاکم بود. در خارج از چارچوبِ تمایلات و سیاستها و انگیزه‏هاى حزبِ حاکم، رأى مردم هیچ توانایى و کاربُردى نداشت.

امتیاز نظام اسلامى در این است که این چارچوب، احکام مقدّس الهى و قوانین قرآنى و نور هدایت الهى است که بر دل و عمل و ذهن مردم پرتوافشانى و آن‏ها را هدایت مى‏کند. مسأله هدایت مردم یکى از مسائل بسیار مهمّى است که در نظامهاى سیاسى رایج دنیا به خصوص در نظامهاى غربى نادیده گرفته شده است. (19)

 

نکته اصلی در مردم‏سالارى دینی

در نظام اسلامى- یعنى مردم‏سالارى‏ دینى- مردم انتخاب مى‏کنند، تصمیم مى‏گیرند و سرنوشت اداره کشور را به وسیله منتخبان خودشان در اختیار دارند، اما این خواست و انتخاب و اراده در سایه هدایت الهى، هرگز به بیرون جاده صلاح و فلاح راه نمى‏برد و از صراط مستقیم خارج نمى‏شود. نکته اصلى در مردم‏سالارى‏ دینى این است. این هدیه انقلاب اسلامى به ملت ایران است. این تجربه جدید و جوانى است، اما تجربه قابل تأمّل و پیگیرى و قابل تقلیدى است براى همه کسانى که دلشان براى فضیلتها و جامعه پاک و پاکیزه انسانى مى‏تپد و از جرائم و رذائل اخلاقى و رواج زشتیهاى خُلقیّات بشرى رنج مى‏برند. (20)

 

مردم سالاری ما برخاسته از معنویت و دین است

ما مردم‏سالارى‏ را نه جدا و بیگانه از معنویت و دین، بلکه توانسته‏ایم کاملًا برخاسته از دین و معنویت در کشورمان مستقر کنیم. امروز کشورهایى که دولتها و بعضى از نمایندگان مجالسشان از دمکراسى و آزادى انتخابات دم مى‏زنند، دمکراسیشان بیگانه از معنویت بوده است. در نتیجه هرجا لازم شده و توانسته‏اند در همان دمکراسى‏ها تقلّب کنند، برخلاف رأى مردم تقلّب کرده‏اند. الآن رئیس‏جمهور آمریکا با کمتر از بیست و پنج درصد آرای مردم خودش، آن هم با حکم دادگاه، در آمریکا حکومت مى‏کند! دمکراسى‏اى که با معنویت همراه نباشد، همین است. بعد هم با ادّعاى دمکراسى، به دیکتاتورترین دیکتاتورهاى دنیا، دست دوستى و رفاقت و برادرخواندگى دادند!

ما تجربه نویى را آوردیم؛ ما دمکراسى را از دین گرفتیم، دمکراسى ما با معنویت و دین همراه است، لذا شد مردم‏سالارى‏ دینى، شد جمهورى اسلامى. مردم به این دستاورد مى‏بالند و از آن دفاع و به آن افتخار مى‏کنند. دشمن در تبلیغات خود مرتّب سعى مى‏کند این دستاورد را کوچک کند، به قول رایجِ بین کسبه، توى سر جنس بزند و آن را تحقیر نماید. امام صادق علیه الصّلاه و السّلام به شاگرد خود فرمود: چنانچه تو گوهر گرانبهایى در دست داشته باشى، همه دنیا اگر بگویند این سنگ است و تو بدانى که این گوهرِ گرانبها است، حرف همه دنیا را باور نمى‏کنى. اگر یک سنگ در دستت داشته باشى، همه دنیا بگویند این گوهرِ گرانبها است، بازهم به حرف آن‏ها گوش نمى‏کنى؛ مى‏بینى که سنگ است. وقتى گوهر گرانبهایى وجود دارد، اگر همه دنیا بگویند آنچه در دست دارى، بى‏ارزش است، مى‏بینى متاع باارزشى است. (21)

 

مقایسه مردم سالاری دینی و مردم سالاری غربی

در مکتب سیاسى امام قدس سره، هویت انسانى، هم ارزشمند و داراى کرامت است، هم قدرتمند و کارساز است. نتیجه ارزشمندى و کرامت داشتن این است که در اداره سرنوشت بشر و یک جامعه، آراء مردم باید نقش اساسى ایفا کند. لذا مردم‏سالارى‏ در مکتب سیاسى امام بزرگوار ما که از متن اسلام گرفته شده است، مردم‏سالارىِ‏ حقیقى است، مثل مردم‏سالارى‏ امریکایى و امثال آن، شعار و فریب واغواگرىِ ذهنهاى مردم نیست. مردم با رأى خود، با اراده خود، با خواست خود و با ایمان خود راه را انتخاب مى‏کنند، مسوولانِ خود را هم انتخاب مى‏کنند، لذا دو ماه از پیروزى انقلاب نگذشته بود که امام قدس سره اصل نظامِ برآمده از انقلاب را به رأى مردم گذاشت. شما این را مقایسه کنید با رفتارى که کودتاگران نظامى در دنیا مى‏کنند، رفتارى که حکومتهاى کمونیستى مى‏کردند و رفتارى که امروز آمریکا مى‏کند. دمکراسى حتّى در کشورهاى خودشان هم یک مردم‏سالارى حقیقى نیست؛ جلوه‏فروشى به وسیله تبلیغات رنگین و پولهاى بى‏حسابى است که در این راه خرج مى‏کنند،لذا آرای مردم گم است. در مکتب سیاسى امام قدس سره رأى مردم به معناى واقعى کلمه تأثیر مى‏گذارد و تعیین‏کننده است. این، کرامت و ارزشمندى رأى مردم است. (22)

جمهوری اسلامی و متهم شدن به ضد دمکراسی!

ایران اسلامى در حالى متهم به مخالفت با دموکراسى مى‏شود که از پنجاه روز پس از پیروزى انقلاب کبیر اسلامى تا 14 ماه پس از آن، دو همه‏پرسى‏ عمومى، که در یکى از آن‏ها مردم ایران، جمهورى اسلامى را به عنوان نظام سیاسى کشور برگزیدندو در دیگرى به قانون اساسى رأى دادند و سه انتخابات که در آن‏ها به ترتیب اعضاى مجلس خبرگان براى نوشتن قانون اساسى، رئیس‏جمهور و نمایندگان در مجلس شوراى اسلامى معین شدند، در آن برگزار شده و تا امروز همواره انتخابات آزاد، با شرکت پرشور مردم براى تعیین رئیس‏جمهور و نمایندگان مجلس، در موعد قانونى خود انجام گرفته است. (23)

فرازهایی از بیانات مقام معظم رهبری:

 (9)12/ 07/ 1368 (10) 14/ 03/ 1389 (11) 14/ 03/ 1380 (12) 23/ 02/ 1379 (13) 10/ 01/ 1369

 (14) 24/ 11/ 1382 (15) 20/ 08/ 1380 (16)14/ 03/ 1382 (17) 21/ 07/ 1382 (18)22/ 07/ 1382

(19)11/ 05/ 1380 (20)11/ 05/ 1380 (21) 24/ 11/ 1382 (22) 14/ 03/ 1383 (23)28/ 02/ 1372

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 15:22  توسط مهدی  |